سلام دوستان
بازم سه خرداد و جبهه و عکس و فيلم وشهيد و من بيچاره...
بعد از اين همه سال انگار نه انگار که زمان، گذشته مکان، تغيير کرده تمام سلولهاي تنم عوض شدند ! اما من هنوزم ديونه ميشم ،ميرم تو يه عالم ديگه ،دنيا برام تنگ ميشه، دلم ميشه
اندازه ي نوک سوزن منجوق دوزي، دلم براشون تنگ ميشه با اينکه نديدمشون!
راستي پنجشنبه برا اولين بار براي دايي جونم گل خريدم اما وقتي براي کاري فقط چند دقيقه از سر مزارش دور شدم گل رو دزديده بودند نميدونيد يهويي چقدر دلم گرفت
با خودم گفتم ببين بعضي هارو ! تو روز دو خرداد به يه گل کوچيک که روي قبر شهيد 19ساله
بوده رحم نکردند ...
شما بگو من از غصه نميرم؟
تازه يه غم ديگه ...
الان فهميدم يکي از دوستان مريضه! ناجور حالم گرفت
شمارو به خدا براش دعا کنيد
ممنون